مقایسه انواع پرایس اکشن و بررسی کامل هرکدام
آیا میدانستید استراتژیهای معاملاتی پرایس اکشن یکی از متداولترین روشها در بازار مالی امروزی است؟ چه یک معاملهگر کوتاهمدت باشید که قصد دارید چند روزی از این بازار کسب درآمد کنید، یا هدفتان کسب سود طولانیمدت باشد، تجزیه و تحلیل نمودار قیمت بر اساس انواع پرایس اکشن، یکی از سادهترین و در عین حال قدرتمندترین رویکردهای پیشبینی بازار است.
در الگوهای پرایس اکشن حرکات قیمت در یک بازه زمانی مشخص ترسیم میشود. بسیاری از معاملهگران از این مفهوم برای اتخاذ تصمیمات حیاتی در مورد سطوح کلیدی قیمت، روندها و مدیریت ریسک استفاده میکنند.
در این مقاله تمام اطلاعاتی که درباره الگوهای پرایس اکشن و استراتژی معامله با آنها نیاز دارید را در اختیارتان قرار میدهیم. همراه ما باشید.
فهرست عناوین مقاله :
منظور از پرایس اکشن چیست؟
اصطلاح «پرایس اکشن» صرفا به معنی مطالعه حرکت قیمت یک دارایی است. معاملهگرانی که از استراتژیهای معاملاتی پرایس اکشن استفاده میکنند، نگاهی به تاریخچه قیمتها میاندازند تا سرنخهایی در مورد حرکت آینده آن پیدا کنند. محبوبترین شاخص، خوانش کندلهاست که جزئیاتی مثل قیمت باز و بستهشدن و سطوح قیمتی بالا و پایین را در یک دوره زمانی مشخص نشان میدهد. تجزیه و تحلیل این اطلاعات هسته اصلی معاملات پرایس اکشن است.
مقاله معرفی کامل انواع نمودار های تحلیل تکنیکال را برای مطالعه بیشتر پیشنهاد میکنیم.
انواع پرایس اکشن: الگوهای بازگشتی
ابتدا ۵ الگوی بازگشتی معرفی میکنیم که مشاهده آنها روی نمودار قیمت، از بازگشت روند خبر میدهد و با تغییر قریبالوقوع جهت حرکت قیمت همراه است.
۱. الگوی پرایس اکشن سر و شانه (HEAD & SHOULDERS)
الگوی سر و شانه صعودی یکی از انواع پرایس اکشن است که از سه کف نوسانی متوالی تشکیل میشود که کف میانی از همه پایینتر است. خطی که سقف دو کندل را به هم وصل میکند، خط گردن نام دارد. الگوی نزولی نیز از سه سقف نوسانی متوالی تشکیل میشود. سقف میانی از دو سقف دیگر بالاتر است و خط گردن دو کف الگو را به هم وصل میکند.
در نمونه صعودی، شانه چپ و سر روند نزولی را برجسته می کنند. شانه راست با پایان دادن به بالای سر، روند نزولی را متوقف می کند. شکسته شدن یقه سپس تغییر روند را تایید می کند. از این رو، الگوی Head & Shoulders یک الگوی نموداری بازگشتی است. همین منطق برای الگوی نزولی نیز کار می کند.
استراتژی معامله با الگوی سر و شانه
الگوی سر و شانه یک الگوی پرایس اکشن بازگشتی است که روند فعلی را معکوس میکند. از این رو الگوی سر و شانه صعودی در روندهای نزولی و الگوی نزولی در روندهای صعودی دیده میشود. هرچه روند طولانیتر باشد، برای شکست آن باید الگوی بزرگتری تشکیل شود.
- در الگوی صعودی بالای خط گردند یا موقع پولبک به خط گردن خرید کنید.
- در الگوی صعودی زیر خط گردند یا موقع پولبک به خط گردن بفروشید.
- برای انتخاب نقطه هدف، فاصله بین خط گردن و سر الگو را اندازه بگیرید و همین فاصله را از نقطه شکست اعمال کنید.
۲. الگوی سقف یا کف دو قلو (DOUBLE TOP یا DOUBLE BOTTOM)
این الگو از دو کف یا سقف در یک حدود قیمتی مشابه تشکیل میشود که خطوط مقاومت و حمایت تشکیل میدهند. در الگوی کف دوقلو، اولین کف پایینترین سطح یک روند نزولی است و وقتی دومین کف نتواند از اولی پایینتر برود، احتمال بازگشت صعودی و شکست خط مقاومت وجود دارد. همین منطق در الگوی سقف دو قلو منجر به بازگشت نزولی میشود.
استراتژی معامله با الگوی سقف یا کف دو قلو
برای معامله با این الگو از انواع پرایس اکشن، ابتدا یک روند صعودی یا نزولی پیدا کنید؛ سپس:
- در الگوی صعودی به محض شکست خط مقاومت، بالای خط یا روی پولبک به خط خرید کنید.
- در الگوی نزولی به محض شکست خط حمایت، زیر خط یا روی پولبک به خط بفروشید.
- برای انتخاب نقطه هدف، ارتفاع الگو را اندازهگیری کرده و همین فاصله را از نقطه شکست اعمال کنید.
۳. الگوی سقف یا کف سه قلو
الگوی کف سه قلو از سه نوسان با کفهای تقریبا همسطح و الگوی صعودی از سه نوسان با سقفهای تقریبا همسطح به وجود میآید.
الگوی کف نشاندهنده دو تلاش ناموفق برای شکست خط حمایت به پایین است و از بازگشت روندخبر میدهد. اگر قیمت خط مقاومت را بشکند، روند باز میگردد. به همین شکل الگوی سقف سه قلو نیز دو تلاش ناموفق برای ادامه روند صعودی نشان میدهد و حاکی از احتمال برگشت روند نزولی است.
استراتژی معامله با الگوی سقف یا کف سه قلو
- در الگوی صعودی به محض شکست خط مقاومت، بالای خط یا روی پولبک به خط خرید کنید.
- در الگوی نزولی به محض شکست خط حمایت، زیر خط یا روی پولبک به خط بفروشید.
- برای انتخاب نقطه هدف، ارتفاع الگو را اندازهگیری کرده و همین فاصله را از نقطه شکست اعمال کنید.
۴. الگوی سقف و کف گرد (ROUNDING TOP یا ROUNDING BOTTOM)
الگوی سقف گرد یکی از انواع پرایس اکشن شامل نوسانات جزئی قیمت است که به تدریج افزایش و کاهش مییابد و یک شکل گنبدی را در بالای نمودار ایجاد میکند. پایین گرد هم دقیقا به همین شکل با ۹۰ درجه اختلاف جهت تشکیل میشود. تشکیل شدن این دو الگو زمانبر است و معمولا در نمودارهای هفتگی یافت میشوند. سقف گرد از تغییر تدریجی احساسات بازار از صعودی به نزولی خبر میدهد و کف گرد گویای تغییر احساسات از نزولی به صعودی است.
استراتژی معامله با الگوی سقف و کف گرد
- برای الگوی نمودار کف گرد، وقتی قیمت بالای سقف الگو بسته شد، خرید کنید.
- برای الگوی نمودار سقف گرد، زمانی که قیمت زیر کف الگو بسته شد، بفروشید.
- برای انتخاب نقطه هدف، ارتفاع الگو را اندازهگیری کرده و همین فاصله را از نقطه شکست اعمال کنید.
۵. الگوی جزیره (Island Reversal)
این الگو مربوط به تکهای از نمودار قیمت است که به طور کامل از باقی نمودار جدا شده و یک شکاف قبل از خود (Exhaustion Gap) و یک شکاف بعد از آن (Breakaway Gap) دارد. بازگشت صعودی جزیره با شکاف نزولی در روند نزولی شروع میشود. بازار به سمت بالا حرکت میکند تا روند نزولی را معکوس کند. از طرفی بازگشت نزولی جزیره با شکافی رو به بالا شروع میشود و پس از آن معاملات جانبی قبل از معکوس کردن روند با شکاف نزولی انجام می شود. منطق پشت این الگوی نموداری مشابه الگوهای شمعدانی ستاره صبحگاهی و شامگاهی است.
استراتژی معامله با الگوی جزیره
- برای یک الگوی صعودی، زمانی که قیمت در فاصلهای از جزیره بالا رفت، خرید کنید.
- برای الگوی نزولی، وقتی شکاف قیمت در فاصلهای از جزیره کاهش یافت، بفروشید.
- برای انتخاب نقطه هدف، ارتفاع جزیره را اندازهگیری کرده و همین فاصله را از نقطه Breakaway اعمال کنید.
انواع پرایس اکشن: الگوهای ادامهدهنده
در این بخش از مقاله با ۵ تا از انواع پرایس اکشن ادامهدهنده آشنا میشویم که از ادامهدار بودن روند فعلی به معاملهگر خبر میدهد.
۱. الگوی مستطیل (RECTANGLE)
اگر نوسان قیمت در یک ناحیه اصطلاحی بین دو خط (که آنها را خطوط مقاومت و حمایت میشناسیم) موازی باشد، الگوی نمودار مستطیلی تشکیل میشود. شکل صعودی و نزولی این الگو به نظر مشابه است و تفاوت آنها در جهت روند است.
استراتژی معامله با الگوی مستطیل
- در الگوی صعودی به محض شکست خط مقاومت، بالای خط یا موقع پولبک به آن خرید کنید.
- در الگوی نزولی به محض شکیت خط حمایت، زیر خط یا موقع پولبک به آن بفروشید.
- برای انتخاب نقطه هدف، ارتفاع مستطیل را اندازه بگیرید دقیقا همین فاصله را از نقطه شکست اعمال کنید.
۲. الگوی کنج یا گُوِه (WEDGE)
در الگوی پولبک کنج، دو خط مقاومت و حمایت همگرا میشوند و کنجی تشکیل میدهند. گوه صعودی در روند صعودی رخ میدهد و شیب خطوط به سمت پایین است. در حالی که گوه نزولی در روند نزولی رخ میدهد و خطوط حمایت و مقاومت آن شیبی به سمت بالا دارند.
استراتژی معامله با الگوی کنج
- برای الگوی صعودی، زمانی که قیمت از مقاومت بالاتر میرود، خرید کنید.
- برای الگوی نزولی، زمانی که قیمت به زیر سطح حمایت میرسد، بفروشید.
- برای انتخاب نقطه هدف، ارتفاع الگو را اندازه بگیرید دقیقا همین فاصله را از نقطه شکست اعمال کنید.
۳. الگوی مثلث (TRIANGLE)
سه نوع الگوی مثلثی داریم؛ الگوی صعودی، نزولی و متقارن. خط مقاومت مثلث صعودی افقی است و شیب خط حمایت آن به سمت بالاست. مثلث نزولی تکیه گاه افقی و خط مقاومت نزولی دارد. اما در مثلث متقارن خط حمایت صعودی و مقاومت نزولی است تا تقارن ایجاد شود. تکیهگاه مثلث نیز افقی است.
الگوی مثلث صعودی یکی از انواع پرایس اکشن صعودی است که در طول روند صعودی اتفاق میافتد و بازار را در یک دوره مکث نشان میدهد. مثلث نزولی نیز نشاندهنده ادامه روند نزولی در بازار است. اما مثلث متقارن جهت خاصی ندارند و از ادامه حرکت روند در جهت فعلی خبر میدهد.
استراتژی معامله با الگوی مثلث
- در روند صعودی، به محض شکست بالای مثلث صعودی یا مثلث متقارن خرید کنید.
- در روند نزولی، به محض شکست زیر مثلث نزولی یا مثلث متقارن بفروشید.
- برای انتخاب نقطه هدف، ارتفاع عریضترین قسمت مثلث را اندازه بگیرید و همین فاصله را از نقطه شکست الگو اعمال کنید.
۴. الگوی پرچم یا فلگ (Flag)
الگوی پرچم روی نمودار قیمت دقیقا یک میله و یک پرچم تشکیل میدهد. میله یک جهش (اسپایک) ناگهانی در جهت روند است و شناسایی آن حیاتیترین بخش پیداکردن الگو محسوب میشود. برای الگوی فلگ صعودی یک جهش به سمت بالا و دو خط موازی با شیب نزولی نیاز داریم. الگوی فلگ نزولی نیز از یک جهش به سمت پایین و دو خط موازی با شیب صعودی تشکیل میشود.
این الگو از حرکت شدید و قدرتمند قیمت خبر میدهد و نشانهای از یک وقفه کوتاه قبل از ادامه روند است.
استراتژی معامله با الگوی پرچم
- در روند صعودی، به محض شکست بالای پرچم صعودی خرید کنید.
- در روند نزولی، به محض شکست زیر پرچم نزولی بفروشید.
- برای انتخاب نقطه هدف، ارتفاع میله پرچم را اندازه بگیرید و آن را از پایینترین نقطه پرچم صعودی یا بالاترین نقطه پرچم بازار رونددار نزولی چیست؟ نزولی اعمال کنید.
۵. الگوی فنجان و دسته (CUP & HANDLE)
فنجان شبیه یک الگوی کف گرد و دسته یک اصلاح معمولی (پولبک) است. الگوی فنجان و دسته یکی از انواع پرایس اکشن در دوره صعودی است و همتای نزولی آن الگوی فنجان و دسته معکوس نامیده میشود. این الگو دورهای از تثبیت را نشان میدهد که در آن خریداران بازار بر فروشندگان تسلط پیدا میکنند. آخرین اصلاح (دسته) آخرین فشار نزولی است و زمانی که با شکست مواجه شود، انتظار داریم بازار رشد کند.
الگوی فنجان و دسته معکوس نیز از منطق مشابهی پیروی میکنند؛ با این تفاوت که از یک الگوی سقف گرد با پولبک به سمت بالا تشکیل میشوند.
استراتژی معامله با الگوی فنجان و دسته
- ورود محافظه کارانه برای الگوی نمودار فنجان و دسته، خرید به محض شکست سقف فنجان است. ورود تهاجمی میتواند پس از شکست دسته انجام شود.
- برای الگوی فنجان و دسته معکوس، میتوان به محض شکست کف فنجان یا شکست پولبک دسته فنجان اقدام به معامله فروش کرد.
- برای انتخاب نقطه هدف عمق فنجان را اندازه بگیرید و این فاصله را از نقطه اوج (یا کف برای الگوی معکوس) اعمال کنید.
سایر انواع پرایس اکشن
بیایید در این بخش با چند الگوی محبوب دیگر آشنا شویم.
۱. الگوی پین بار (Pin Bar Pattern)
الگوی پین بار مربوط به کندلی است که فتیله یا دم بلند دارد و نشاندهنده بازگشت شدید قیمت است. این الگوی نشان میدهد قیمت دارایی قرار است در جهت مخالف فتیله کندل حرکت کند و معاملهگران بر اساس آن میتوانند تصمیم بگیرند پوزشن خرید یا فروش کوتاهمدت باز کنند. این الگوی پرایس اکشن در بازارهای روند دار (trending market) و بازار رنج (range-bound) عالی عمل میکند.
۲. الگوی اینساید بار (Inside Bar Pattern)
یکی دیگر از انواع پرایس اکشن الگوی دو کندلی اینساید بار است. در این الگو میله بیرونی یا بزرگتر را میله مادر مینامند. میله کوچکتر کاملاً در محدوده بالا (high) و پایین (low) میله مادر قرار میگیرد. این الگو را میتوان در دورههای تثبیت بازار دید و میتواند نشانگر یک نقطه عطف یا نقطه بازگشت در بازار باشد.
۳. الگوی اوتساید بار (Outside Bar)
الگوی اوتساید بار دقیقا معکوس الگوی قبلی (اینساید بار) است. محدوده آن باید با اختلاف فاحش از کندل قبلی بیشتر یا کمتر باشد. این یک گسترش کوتاه مدت در بازار رنج یا نوسانی است و قدرت هر دو جهت را نشان میدهد. اغلب اوقات اصلا معلوم نیست خریداران بر بازار تسلط پیدا میکنند یا فروشندگان؛ تنها قطعیت موجود، افزایش میزان نوسانات قیمت است.
۴. الگوی جعلی (Fakey Pattern)
یکی دیگر از انواع پرایس اکشن، الگوی جعلی است. هر زمان کندل اینساید بار درست قبل بازگشت قیمت و بسته شدن در محدوده بالا و پایین نوار مادر اتفاق بیافتد، این الگوی روی نمودار قابل مشاهده خواهد بود. به عبارت دیگر الگوی شکست جعلی اینساید بار زمانی ظاهر میشود که قیمت میله اینساید بار را میشکند؛ سپس به جهت مخالف برمیگردد و حرکت را در سمت دیگر ادامه میدهد.
۵. الگوی سر و شانه (Head and Shoulders Pattern)
ظاهر این الگو شبیه سر و شانه است. قیمت دارایی ابتدا کاهش مییابد، سپس رشد میکند و بعد دوباره سقوط میکند. بسیاری از معاملهگران به محض مشاهده این الگو نقاط ورود و حد ضرر را شناسایی میکنند و وارد بازار میشوند. معمولا بهترین نقطه ورود درست در انتهای شانه اول و بهترین حد ضرر در انتهای شانه دوم است.
کلام آخر
معاملات پرایس اکشن یک استراتژی معاملاتی است که در آن از حرکات قیمت یک دارایی برای پیشبینی بازار رونددار نزولی چیست؟ حرکات آتی آن استفاده میشود. معاملهگرانی که از انواع پرایس اکشن برای باز و بسته کردن معاملات خود استفاده میکنند، دقیقا به قیمت واقعی دارایی نگاه میکنند تا حرکت بازار را دور از تمام اما و اگرها پیشبینی کنند. با این حال نباید فراموش کرد که هیچ حرکتی در این بازار پرنوسان قابل پیشبینی صد در صدی نیست و باید ریسک مربوط به هر یک از این الگوها را در نظر گرفت.
این الگوهای معاملاتی به ما نشان میدهند گرفتار شدن در دام بازارهای پرنوسان چقدر راحت است. اینجاست که شناسایی زیر و بم این الگوها و داشتن قوانین مشخص (حد ضرر و حد سود) برای استفاده از آنها اهمیت پیدا میکند.
اگر شما خوانندگان عزیز تجربه استفاده از الگوهای پرایس اکشن در معاملات خود را دارید، منتظر شنیدن نظرات ارزشمندتان در بخش دیدگاهها هستیم.
آموزش استراتژی معامله با خط روند
آموزش استراتژی معامله با خط روند ارائه اختصاصی تجارت فارکس : خط روند (Trendline) خطی پرکاربرد در تحلیل تکنیکال است که معامله گران با استفاده از آن می توانند روند را تشخیص دهند و خطوط حمایت و مقاومت را در بازه های زمانی مختلف بر روی نمودار قیمتی شناسایی کنند.این خط انواع مختلفی دارد.در این مقاله از آموزش فارکس به شما استراتژی معامله با خط روند آموزش می دهیم.
آموزش استراتژی معامله با خط روند
خط روند چیست؟
اگر در بازارهای مالی دقت کنید همه این بازارها دارای نمودارهای قیمتی هستند که این نمودارهای قیمتی از روندهای صعودی و نزولی تشکیل شده اند،زمانی که یک روند صعودی در نمودار قیمتی به پایان می رسد یک روند نزولی آغاز می شود و زمانی که روند نزولی به پایان می رسد روند صعودی آغاز خواهد شد و معامله گران باید از حرکات قیمت و روند در نمودارهای قیمتی اطلاع داشته باشند.
خط روند(Trendline) اساسی ترین اصل تحلیل تکنکیال و خطی است که از سقف های قیمتی به کف های قیمتی در نمودار متصل می شود،این خط یکی از بهترین ابزارهای معاملاتی در نمودار است که معامله گران می توانند با استفاده از حرکات قیمت را مشاهده کنند و سطوح حمایت و مقاومت را در بازه های زمانی مختلف تشخیص دهند.
اولین اقدامی که همه معامله گران باید پیش از ورود به یک معامله در بازارهای مالی انجام دهند شناسایی خط روند است.معامله گران در تحلیل تکنیکال می توانند روند قیمتی را دنبال کنند و به عملکرد فعلی در بازار فارکس پی ببرند.
اگر معامله گران بتوانند روند را در نمودارهای قیمتی شناسایی کنند اولین قدم را در راه موفقیت خود گذاشته اند،زیرا در تحلیل تکنیکیال قیمت ها براساس روند در نمودار قیمتی شروع به حرکت می کنند.درواقع معامله گران باید بتوانند روند را در نمودارهای قیمتی تشخیص دهند و سپس در جهت روند در نمودار قیمتی وارد معامله شوند.
در نمودارهای قیمتی بازارهای مالی سه نوع خط روند وجود دارد که شامل خط روند صعودی،خط روند نزولی و خط روند خنثی می شود.
خط روند صعودی: خط روند صعودی با اتصال دو نقطه کف قیمتی تشکیل می شود که باید نقطه کف قیمتی جدید از نقطه کف قیمتی قبلی بالاتر قرار گرفته باشد یا به عبارتی دارای شیب مثبت باشد.در خط روند صعودی با افزایش تقاضا قیمت افزایش می یابد بنابراین می توان خط روند صعودی را به عنوان حمایت در نظر گرفت.
خط روند نزولی: خط روند نزولی با اتصال دو نقطه سقف قیمتی تشکیل می شود که باید نقطه سقف قیمتی جدید از نقطه سقف قیمتی قبلی پایین تر قرار گرفته باشد یا به عبارتی دارای شیب منفی باشد.در خط روند نزولی با افزایش تقاضا قیمت کاهش می یابد بنابراین می توان خط روند نزولی را به عنوان مقاومت در نظر گرفت.
خط روند خنثی: خط روند خنثی خطی است که میان حمایت و مقاومت به شکل افقی قرار گرفته است.قیمت در خط روند خنثی تغییری نمی کند و این بدان معناست که قیمت افزایش یا کاهش نمی یابد،در خط روند خنثی سقف ها و کف های قیمتی بالاتر یا پایین تر قرار نمی گیرد و به عبارتی این خط روند دارای شیب صفر می باشد.
اگر معامله گران بتوانند خطوط روند را به طور صحیح در بازه های زمانی مختلف در نمودارهای قیمتی تشخیص دهند می توانند با استفاده از استراتژی با معامله خط روند وارد معامله شوند و بازدهی خود را افزایش دهند و به پیشرفت و موفقیت دست یابند.
معامله گران می توانند یک خط روند را بر روی نمودارهای قیمتی اعمال کنند تا بتوانند خط روند را به شکل واضح تری مشاهده کنند،البته باید به یاد داشته باشید نقاطی که معامله گران از آنها در خط روند استفاده می کنند کاملا متفاوت هستند زیا معامله گران می توانند طبق تمایل خود از سقف یا کف های قیمتی استفاده کنند.
استراتژی معامله با خط روند
معامله گران براساس خط روند که یکی از کاربردی ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال است می توانند به دو روش معامله کنند.روش اول زمانی قابل استفاده است که روند یک روند را طی می کند و معامله گران می توانند این روند را در بازار شناسایی کنند،در این زمان روند در نمودار قیمتی در نقش سطوح حمایت و مقاومت عمل می کند.
در روش اول استراتژی معامله با خط روند معامله گران خط روند را شناسایی می کنند و سپس زمانی که قیمت خط روند حمایتی را لمس کرد و با آن برخورد داشت برای ورود به معامله تصمیم گیری می کنند و اگر برعکس این رویداد رخ دهد از بازار خارج خواهند شد.
روش دوم زمانی قابل استفاده است که قیمت در روند نمودار قیمتی توسط کندل ها شکسته می شود که باعث معکوس شدن خط روند می شود و در نتیجه قیمت بالاتر یا پایین تر بسته خواهد شد.
در روش دوم اگر قیمت توسط کندل ها شکسته شود خط خمایت به خط مقاومت و خط مقاومت به خط حمایت تبدیل می شود در نتیجه در این زمان معامله گران می توانند منتظر بمانند تا قیمت بازگردد و سپس می توانند با حداقل ریسک با استراتژی خط روند وارد معامله شوند.
استراتژی خط روند پرچم
استراتژی معامله با خط روند پرچم اولین استراتژی است که می خواهیم به شما آموزش دهیم،این استراتژی براساس معاملاتی که پیرو روند هستند به کار گرفته می شود.در استراتژی معامله با خط روند پرچم ابتدا شما باید یک خط روند را رسم کنید که برای اصلاح بازار مورد استفاده قرار می گیرد.
زمانی که خط روند را رسم کردید باید مانند زمانی که با استفاده از الگوی پرچم برای ورود به بازار اقدام می کردید وارد روند شوید،درواقع شما باید پیش از تشکیل الگوی پرچم برای ورود به بازار اقدام کنید.خط روندی که شما در ابتدا رسم می کنید همان خط روند در الگوی پرچم است.
اساس معامله با خط روند پرچم معامله بر روی روند غالب در بازار است.شما می توانید برای شناسایی روند غالب در بازار از ابزارهای معاملاتی دردسترس مانند اندیکاتور میانگین متحرک نیز استفاده کنید که می تواند در تشخیص روند غالب بازار بسیار کمک دهنده باشد.
اگر بازار بر روی میانگین متحرک شروع به نوسان کند بدان معناست که روند غالب در بازار صعودی است اما اگر بازار زیر میانگین متحرک شروع به نوسان کند نشان دهنده روند نزولی غالب در بازار می باشد که معامله گران باید باید صعودی یا نزولی بودن روند غالب را تشخیص دهند و خط روند کوتاهی را در زمان اصلاح رسم کنند،سپس با توجه به نوع روند در بازار برای ورود به معامله خرید یا فروش تصمیم گیری کنند.
بنابراین در استراتژی معامله با خط روند پرچم شما باید در ابتدا نمودار قیمتی را بررسی کنید تا روندی را در بازار رونددار نزولی چیست؟ بازار پیدا کنید سپس باید خط روند را رسم کرده و منتظر بمانید تا در بازار اصلاح صورت بگیرد و الگوی پرچم تشکیل شود،البته گاهی ممکن است الگوی تشکیل شده پرچم نباشد که اهمیتی ندارد مهم خط روند کوتاهی است که شما باید برای اصلاح بازار در نمودار قیمتی رسم کنید،سپس باید منتظر بمانید خط روند کوتاهی که رسم کرده اید شکسته شود.
ما در پستی دیگر بصورت مفصل در مورد الگوی پرچم صحبت کرده ایم که میتوانید با جستجوی عبارت الگوی پرچم به آن پست دسترسی داشته باشید.
استراتژی خط روند شکست
همانطور که می دانید روند در تحلیل تکنیکال تا ابد به حرکت صعودی یا نزولی خود ادامه نمی دهد و در نهایت در یک روز با شکست روبرو می شود.زمانی که خط روند در نمودار قیمتی شکسته می شود معامله گران باید یک استراتژی معاملاتی داشته باشند،استراتژی معامله با خط روند در زمان شکست روند می تواند برای معامله گران کمک دهنده باشد.
زمانی که یک خط روند با شکست مواجه می شود معامله گران می توانند هیچگونه اقدامی انجام ندهند و و صرفا منتظر بمانند تا در یک موقعیت معاملاتی دیگر وارد معامله شوند اما این دسته از معامله گران با این کار سودهای کلانی که می توانستند از این فرصت معاملاتی به دست آورند را از دست خواهند داد.
اما آن دسته از معامله گران که از هر فرصتی در بازارهای مالی برای دستیابی به اهداف خود استفاده می کنند می توانند در زمان شکست خط روند نیز با استراتژی معامله با خط روند وارد معامله شوند و سود کسب کنند،درواقع استراتژی معامله با خط روند در زمان شکست یکی از محبوب ترین استراتژی های فارکس است که معامله گران از آن در تحلیل تکنیکال استفاده می کنند.
زمانی که خط روند در نمودار قیمتی شکسته می شود نوسانات در بازار به شدت افزایش می یابد و معامله گران می توانند در این زمان معاملات بسیار سودآوری را انجام دهند .در استراتژی معامله با خط روند در زمان شکست روند شما باید یک خط روند را در نمودار قیمتی تشخیص دهید و صبر کنید تا خط روند بر روی نمودار قیمتی شکسته شود،سپس پس از اینکه روند شکسته شده باید بررسی کنید که بازار آن را لمس خواهد کرد یا خیر که این اتفاق در اکثر اوقات رخ می دهد.
بنابراین شما باید پس از اینکه روند را در نمودار قیمتی شناسایی کرده و تشخیص دادید که خط روند شکسته شده است باید منتظر بمانید تا بازار آن را لمس کرده و با آن برخورد داشته باشد،زمانی که بازار با آن برخورد کرد بهترین موقعیت برای ورود شما به معامله است و می توانید در این زمان برای ورود به معامله با استفاده از استراتژی معامله با خط روند اقدام کنید.
اگر تعداد برخورد بازار با خط روند بیشتر باشد استراتژی معامله با خط روند در زمان شکست بهتر عمل می کند و بازدهی بهتری خواهد داشت.همچنین شما باید به نوساناتی که در زمان شکست در بازار به وجود آمده است دقت داشته باشید زیرا نوسانات به شما نشان می دهند بهترین زمان برای ورود به معامله چه زمانی است.
برخی از معامله گران در بازارهای مالی ریسک پذیر هستند و زمانی که شکست خط روند را در نمودارهای قیمتی مشاهده می کنند با اولین برخورد بازار با خط روند برای ورود به معامله اقدام خواند کرد،اما برخی از معامله گران ریسک پذیر نیستند و ترجیح می دهند زمانی برای ورود به معامله اقدام کنند که اطمینان کامل داشته باشند.
آن دسته از معامله گران که ریسک پذیر نیستند می توانند صبر کنند تا یک سیگنال تائید برای ورود به بازار دریافت کنند که این سیگنال می تواند با توجه به روندی که انتخاب کرده اید با شکست سطح حمایت یا مقاومت تائید شود،همچنین این دسته از معامله گران می توانند در کنار استراتژی معامله با خط روند از ابزارهای معاملاتی که شکست روند را تائید می کنند مانند اندیکاتورها استفاده کنند.
نگاهی به کاربرد اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال و بررسی اندیکاتور ADX
تحلیل تکنیکال یکی از روشهای تحلیلی در بازار بورس و فرابورس و به طور کل بازارهای مالی برای پیشبینی روند بازار و قیمت سهام به حساب میآید. تحلیل تکنیکال روشی نموداری است و اندیکاتورها از اصلیترین عناصر آن هستند. هر نمودار از دو مؤلفهی زمان و مکان تشکیل شده است، بنابراین نمودار قیمت ابزاری است برای نمایش مکان هندسی نقاط که هر دو مؤلفه را نشان میدهد. معاملهگرها به کمک دادههای نمودار و یک سری فرمول ریاضی یا آماری میتوانند به نماگرهای جدیدی دست پیدا کنند. اندیکاتورها به دلیل استفاده از همین محاسبات ریاضی بر روی قیمت سهم و حجم معاملات میتوانند اطلاعات خوب و کاملی را در رابطه با شتاب قیمتی، روند حرکتی و … در اختیار معاملهگرها قرار دهند.
به صورت معمول از اندیکاتورها برای تأیید و اعتبارسنجی روند استفاده میشود. اندیکاتورها را میتوان در دو دستهی کلی پیشرو (Leading) یا دنباله رو (Laqqing) قرار داد. بیشتر اندیکاتورهای پیشرو با نوسانهای قیمت همراه بوده و اندیکاتورهای دنباله رو با کمی تأخیر و بعد از حرکت قیمت و جا به جایی بازار هشدار یا پیشبینیهای لازم را در اختیار تحلیلگرها قرار میدهند.
ADX یکی از اندیکاتورهای مورد استفاده در تحلیل است که در این مطلب قصد داریم در مورد عناصر این اندیکاتور و چگونگی تحلیل و معامله بر اساس آن صحبت کنیم. فقط بد نیست پیش از آن نگاهی به کاربرد و اهمیت اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال داشته باشیم.
اندیکاتورها چه کاربردها و مزایایی دارند؟
همانطور که گفتیم اندیکاتورها اطلاعات زیادی در مورد روند بازار و قیمت به ما ارائه میدهند. به کمک اندیکاتورها میتوان معاملات ربات وار را انجام داد، روند بازار را تشخیص داد و اشتباهات خود را به حداقل رساند.
در بازارهای مالی از جمله فارکس با در نظر گرفتن تغییرهای قیمت در گذشته، اندیکاتورها در سه زمینه مورد استفاده قرار میگیرند:
- هشدار: در بعضی مواقع پیش از اینکه روند تغییر کند و گاهی هم زمان با تغییر روند، اندیکاتورها ما را نسبت به این مسئله آگاه میکنند. پس یکی از اصلیترین کاربرد اندیکاتورها هشدار نسبت به تغییر روند است.
- پیشبینی: یکی دیگر از کاربرد اندیکاتورها پیشبینی و شناسایی موقعیت مناسب برای ورود به معامله است.
- تأیید و اعتبارسنجی: سومین کاربرد مهم اندیکاتورها سنجش اعتبار پیشبینی صورت گرفته در مورد روند و تأیید آن است. در واقع تحلیلگر پیشتر با استفاده از دیگر روشهای تحلیل روند بازار و قیمت را پیشبینی میکند و از اندیکاتورها به منظور بررسی پیشبینی و تأیید آن کمک میگیرد تا مطمئن شود که تشخیص درستی داشته است یا خیر.
اندیکاتور ADX چیست؟
اندیکاتور Average Directional Movement یا شاخص میانگین جهت دار که به طور خلاصه به آن ADX میگویند، یکی از انواع شاخصهای بازار است که در تحلیل فنی به کار برده میشود. شاخص ADX به منظور تعیین وضعیت حالات رونددار و همینطور بی روند بازار مورد استفاده قرار میگیرد. در واقع این اندیکاتور در دستهی اندیکاتورهای روند (Trend) قرار میگیرد.
اندیکاتور ADX برای تعیین حالات Trending یا Non-Trending از سه عنصری اصلی و کلیدی بهره میبرد که این عناصر عبارتند از:
- منحنی DI+ (Positive Directional Indicator): اندیکاتور جهت دار مثبت
- منحنی DI- (Negative Directional Indicator): اندیکاتور جهت دار منفی
- منحنی ADX : شاخص جهت دار میانگین (Average Directional Index)
اگر نمودار DI+ از DI- بیشتر باشد به این معنی است که بازار بولیش (Bullish) گاوی بوده و به احتمال زیاد با افزایش قیمت روبرو خواهیم بود و بالعکس اگر نمودار DI- از DI+ بیشتر باشد یعنی بازار خرسی (Bearish) است و با کاهش قیمت مواجه میشویم.
ترکیب دو اندیکاتور DI+ و DI- خط ADX را ایجاد میکنند. زمانی که خط ADX صعودی است به این معنی است که بازار رونددار (Trending) است که این روند هم میتواند صعودی باشد هم نزولی (به ویژه برای مقدار بالای 40). در صورتی که خط ADX نزولی یا صاف باشد به معنی بازاری راکد و بدون روند است (به ویژه برای مقدار زیر 20).
هنگامی که ADX روند صعودی نداشته باشد یا به عبارتی به بالای 20 نرود، بازار بدون روند است و در چنین شرایطی نباید معامله کرد. در صورتی که منحنی ADX بین دو منحنی DI قرار بگیرد و در عین حال بزرگتر از 25 باشد، به این معنی است که سیگنالهای خرید و فروش معتبر بوده و میتوان دست به معامله زد.
مجموع عناصر گفته شده نگرش خوبی از بازار به ما ارائه میدهد. با این وجود پیشنهاد میشود که از ADX در کنار سایر اندیکاتورها برای دست یافتن به تحلیلی دقیقتر استفاده کنید.
چطور میتوان از اندیکاتور ADX در تحلیل استفاده کرد؟
برای بهره بردن از این اندیکاتور باید در مرحلهی اول به ارزیابی قدرت روند فعلی فارغ از صعودی یا نزولی بودن آن پرداخت و در مرحلهی بعد با در نظر گرفتن نتیجهی حاصل از مرحلهی قبل روند را مشخص کرد.
مرحله اول: ارزیابی قدرت روند به کمک منحنی ADX
زمانی که منحنی ADX صعودی باشد و به سطوح بالاتر نزدیک گردد، باید انتظار تشکیل روندی قدرتمند را داشت که این روند میتواند صعودی یا نزولی باشد. زمانی که این منحنی نزولی باشد و به سطوح پایینی نزدیک شود، به این معنی است که بازار روند خاصی ندارد و وارد فاز استراحت شده است.
مرحله دوم: شناسایی شروع و پایان روند با در نظر گرفتن وضعیت دو منحنی DI
بعد از تشخیص قدرت روند وقت آن است که به شناسایی صعودی یا نزولی بودن روند بپردازیم. اندیکاتور ADX به کمک دو اندیکاتور DI مورد استفاده قرار میگیرد. DI ها که اندیکاتورهایی جهت دار هستند در کنار ADX ابزاری قدرتمند برای تشخیص روند هستند. همانطور که اشاره شد وقتی DI+ از DI- بیشتر باشد بازار صعودی یا گاوی است و عبارتی قدرت خریدارها بیشتر است. زمانی هم که DI+ از DI- کمتر باشد، نشان دهندهی بازاری نزولی یا خرسی است به این معنی که هر قدر DI- بیشتر باشد، قدرت فروشندهها بیشتر است.
دقت داشته باشید که ADX برآیندی از دو منحنی DI+ و DI- است و وقتی این دو منحنی از هم فاصله میگیرند، ADX بیشتر شده و روندی قوی شروع میشود. برعکس وقتی که این دو منحنی به هم نزدیک میشوند، تقابل بین فروشندهها و خریدارها به هم نزدیک شده و شاهد کاهش ADX هستیم.
رابطهی حجم معامله و قیمت در بورس چگونه است؟
فراگرفتن تحلیل تکنیکال و استفاده از آن میتواند کمک بزرگی برای سرمایهگذارانی باشد که میخواهند در نقاط خوبی وارد سهم شده و در بهترین زمان ممکن از آن خارج شوند. عموماً تحلیل گران نه با یک نشانه که پس از دریافت چندین نکتهی مثبت در خصوص شرایط مناسب برای خرید، وارد یک سهم میشوند. یکی از روشهایی که در تحلیل سهام بسیار حائز اهمیت است استفاده از حجم معاملات است که معاملهگران تازهوارد بازار معمولاً از آن غافلاند. در این مقاله به بررسی انواع قیمت، حجم معاملات و دلایل اهمیت آن و نحوهی استفاده از آن در معاملات خود میپردازیم.
انواع قیمت در بورس
همانطور که در معاملات خود و نیز در تابلوی معاملاتی مشاهده کردهاید انواع مختلفی از قیمت وجود دارد که هرکدام کارایی خود را دارد اما چون مبنای کلی بازار بر قیمت پایانی است، ما نیز هر جا اسمی از قیمت آوردیم منظورمان همان قیمت پایانی است. قیمت پایانی یک سهم قیمتی است که مبنای معاملات روز معاملاتی بعدی قرار میگیرد.
در واقع قیمت پایانی خود با مفهوم حجم معاملات پیوند عمیقی دارد زیرا که در شکلگیری آن تأثیرگذار است. باید بدانیم محاسبه قیمت پایانی در دو حالت انجام میشود. ۱ حجم سهام معامله شده کمتر از حجم مبنا باشد. ۲ حجم سهام معامله شده مساوی یا بیشتر از حجم مبنا باشد. حجم مبنا تعداد سهام مقرر شده از سمت سازمان بورس است که باید در هر روز معاملاتی جابهجا شود. اگر حجم معاملات از حجم مبنا کمتر باشد در این شرایط بر قیمت معامله برای روزهای آتی اثرگذار خواهد بود.
حجم معاملات چیست؟
به بیان ساده حجم معاملات به مجموع تعداد کل سهمهای جابهجا (معامله) شده در یک نماد معاملاتی گفته میشود. حجم معاملاتی در تمامی بازارهای بورسی یا قراردادی کاربرد دارد. برای مثال فرض کنید که سهام abc دارای ۲ معامله است. سرمایهگذار اول ۴۰۰ سهم و سرمایهگذار دوم ۳۰۰ سهم از سهام abc را خریدهاند. پس حجم معاملات abc تا این لحظه برابر ۷۰۰ خواهد بود. حجم معاملات را میتوان برای کل معاملات بازار در تمام نمادها نیز محاسبه و استفاده نمود. یکی دیگر از مواردی که دارای اهمیت است و در برخی موارد کاربردی است، حجم معاملات در هر قیمت است که واکنش فعالین بازار در آن قیمت را بهتر نمایش میدهد.
اهمیت رابطه حجم معامله و قیمت سهام
حجم معاملات نهتنها در بازار بورس ایران بلکه در بیشتر بازارهای مالی سراسر دنیا دارای اهمیت زیادی است. باید این نکته را در نظر بگیریم که حجم معاملات دارای ارجحیت بیشتری نسبت به قیمت معاملات است. اما افزایش یا کاهش این حجمها به چه معناست؟ ممکن است تصور کنید افزایش حجم معاملات نشانهٔ فروش سهم است اما باید تأمل بیشتری در این زمینه داشته باشیم. توجه به نمودار قیمت سهم کاری است که باید در این شرایط انجام دهیم زیرا که مثلاً ممکن است با افزایش قیمت حجم معاملات کاهش یابد که علامتی است که به ما میگوید حرکت صعودی سودسازی در پیش نداریم. همانطور که اگر حجم و قیمت سهم همزمان افزایش یافت میتوانیم منتظر تغییرات مثبتی برای سهام خود باشیم.
همچنین اگر قیمت در سطوح پایینی و یکروند نزولی باشد و با افزایش حجم روبرو باشیم، نوید تغییر روند و یک رشد خوب را میدهد؛ بنابراین بررسی همزمان حجم معاملات و قیمتها بسیار حائز اهمیت است.
رابطهی حجم معامله و قیمت و سایر پارامترها
حجم معاملات از جمله موارد با اهمیتی است که بر روی پارامترهای مختلفی اثرگذار است. توجه مداوم به حجم معاملات برای استنتاج نتایج صحیح در خصوص مؤلفههایی که در ادامه مطرح خواهیم کرد الزامی است و این درست همان نکتهای است که وجه افتراق میان معاملهگران حرفهای و معاملهگران مبتدی است.
• نقدشوندگی
نقدشوندگی را میتوان سرعت تبدیل داراییها به پول نقد ضمن درنظرگرفتن هزینههای مبادلاتی دانست. مطابق تعریف، نقدشوندگی یکی از مسائل بسیار بااهمیت در خصوص هر سرمایهگذاری است و یکی از مؤلفههایی است که در مقایسهی بازارهای سرمایهگذاری با یکدیگر از آن استفاده میشود. اما برای پیبردن به میزان نقدشوندگی یک سرمایهگذاری میتوان از حجم معاملاتی آن کمک گرفت و به وسیلهی آن شرایط یک سرمایهگذاری را در پارامتر نقدشوندگی سنجید. هرچه حجم معاملهها بیشتر باشد نشاندهندهی آن است که میزان نقدشوندگی سهام نیز بیشتر خواهد بود. سهمی که نقدشوندگی مناسبی داشته باشد بیشتر موردتوجه سرمایهگذاران قرار گرفته و بنابراین با بهبود حجم معاملاتیاش، ورود و خروج به آن سهلتر خواهد بود و سرمایهگذاران در صفوف عریضوطویل خریدوفروش با مشکل مواجه نخواهند شد.
• حباب بازار
اگر سهمی نوسانات نامنظم و بدون دلیل مناسب بنیادی داشته باشد، بیاعتمادی مردم و سرمایهگذاران را در پی خواهد داشت. با بیاعتمادی مردم و خروج سرمایه از سهم و سوق سرمایهی مردم به بازارهای رقیب، کاهشهای محسوسی در حجم معاملات احساس خواهد شد. بدین ترتیب در شرایطی که بازاری رشد قیمتی را دارد اما همزمان خروج پول را هم تجربه میکند و با افت حجم همراه است، این پیام را متبادر میکند که بازار یا سهم مدنظر دارای حباب قیمتی است.
بهطورکلی باید در نظر داشته باشیم که بررسی رابطه قیمت و حجم در بازههای زمانی مختلف، متفاوت خواهد بود. یعنی تحلیل رابطهی این دو وابسته به شرایط است اما میدانیم که بهتر است بازههای زمانی بلندمدتتری برای بررسی اثرگذاری این دو عامل بر هم در نظر بگیریم. زیرا که در کوتاهمدت ممکن است هر یک تحت شرایط خاصی دستخوش تغییرات گردد.
بهبود معاملات با استفاده از حجم
یکی از مفاهیم بااهمیت در خصوص سرمایهگذاری در هر بازاری روند آن بازار است. هر سرمایهگذاری باید بتواند روند بازاری که قصد سرمایهگذاری در آن دارد را شناسایی کرده و مطابق با آن اقدام به سرمایهگذاری در بازار مدنظر خود کند.
پس از تشخیص روند مسئلهی حائز اهمیت دیگری که موضوعیت پیدا خواهد کرد، بحث قدرت روند است. میزان قدرت روندها ارتباط تنگاتنگی با ادامهدار بودن آنها از منظر زمانی دارد؛ بنابراین شناسایی قدرت و ضعف روند نیز بسیار حائز اهمیت خواهد بود. برای شناسایی قدرت و ضعف روند یکی از مواردی که کمک بسیار زیادی خواهد کرد، مسئلهی مربوط به حجم معاملات است. قدرت یا ضعف روندها اطلاعاتی است که از بررسی حجم معاملات قابلمشاهده است. ما نیاز به شناسایی حرکتهای قوی و ورود به آنها داریم. اگر بازار روندی ضعیف داشته باشد آنگاه شناسایی معکوس شدن بازار، ارزشمند خواهد بود.
بنابراین میتوان گفت توجه به حجم معاملات و ارتباط آن با قیمت در هر شرایطی برای بهبود معاملات کمککننده خواهد بود.
• تأیید روند
بازاری که درحال رشد یا نزول روند دار و قدرتمند است، حجم معاملاتی بالایی خواهد داشت. بیشتر شدن خریداران و افزایش حجم معاملات کمک شایانی به صعود قیمتها خواهد داشت البته که برعکس این قضیه نیز صادق است و بازار رو به نزول نیز با افزایش فشار فروش ریزش شارپ تری را تجربه میکند.
اگر در روند صعودی شاهد کاهش حجم معاملات باشیم نشان کمشدن جذابیت آن نماد خواهد بود. پس بهطورکلی روند قوی سهم عموماً با حجم معاملاتی بالا همراه است.
• اشباع حرکت و حجم معاملات
گاهی در بازار، سرمایهگذارانی وجود دارند که مدت زیادی است صبر کردهاند. این افراد هنگامیکه در رشد بیشتر و دریافت سودهای بالاتر شک دارند، ممکن است با اقدام به معامله جهت بازار را معکوس کنند.
در بازارهای دارای روند چه صعودی و چه نزولی پس از مدتی قیمتها اشباع میشود. اشباعها حرکاتی هستند که با افزایش حجم معاملات همراه است.
برای مثال هنگامی که بازار نزولی است فشار زیادی بر سرمایهگذاران میآید و این ترس و فشار فروش باعث افت بیشتر قیمتها و بالاتر رفتن حجم معاملات میشود که نشانهای برای تمام شدن روند نزولی است.
• تاریخ حجم معاملات
یکی از جملات پرکاربرد بورس آن است که تاریخ تکرار میشود، اما حجم معاملات باید مرتبط با بازار رونددار نزولی چیست؟ تاریخ اخیر باشد. مورد قیاس قراردادن حجم معاملات امروز با معاملات چند دهه قبل کاری غیرمنطقی است و اطلاعات درستی به ما نمیدهد.
جمعبندی پیرامون حجم معامله و قیمت
حجم معاملاتی و رابطهی آن با قیمت یک دانش بسیار حیاتی برای کسانی است که میخواهند سرمایهگذاری کمریسک و دقیقی داشته باشند. سرمایهگذاران حرفهای همواره از این روش استفاده میکنند تا ضعف و قدرت بازار و سهام مد نظرشان را بسنجند. باید به یاد داشته باشیم که استفاده از حجم نه یک روش صرف بلکه یک ابزار کمکی برای تحلیل دقیقتر و اطمینان از وضعیت بازار است. به کمک حجم معاملات میتوانیم نقاط شکلگیری یا تضعیف روندها را بهتر تشخیص دهیم.
معرفی برترین اسیلاتورها برای پیدا کردن نقاط ورود معامله
معرفی برترین اسیلاتورها برای پیدا کردن نقاط ورود معامله؛ وقتی که صحبت از معامله و تجزیه و تحلیل به میان می آید، اسیلاتور ها یکی از مهم ترین ابزاری هستند که در واقع از آن ها برای ارزیابی یک جفت ارز با هر نوع دارایی دیگر (asset) دیگر به کار گرفته می شود.
اسیلاتور همانطور که از نامش پیداست بین دو مقدار ثابت دررابطه با قیمت واقعی آن جفت ارز یا دارایی متغیر است و به معامله گران کمک میکند تا جهت حرکت و مومنتوم (momentum) را بسنجند. بنابراین با کمک اسیلاتور ها میتوان بفهمیم که قیمت یک دارایی در حال افزایش یا کاهش است وهمچنین مومنتوم یا سرعت حرکت درکدام جهت بیشتر است.
تحلیل گران بازار از اسیلاتورهای مختلفی استفاده می کنند؛ اگر از خود میپرسید که بهترین اسیلاتورهای موجود کدامند و کدامیک به شما در دستیابی به نتایج بهتر کمک میکند ادامه مطالب را بخوانید.ما لیستی از 5 اسیلاتور برتر را تهیه کرده ایم که در ادامه به بررسی آن ها میپردازیم.
اسیلاتور چیست؟
اسیلاتورها یا نوسانگرها به مجموعهای از اندیکاتورها اطلاق میشوند که هدفشان درک و سنجش میزان هیجان خریداران و فروشندگان است. در حقیقت اسیلاتورها چیزی شبیه دماسنج هیجانات خریداران و فروشندگان فعال در سهم هستند و استفاده از اسیلاتور ما را از میزان هیجان خرید و فروش حاضر در معاملات اگاه میکنند.
اسیلاتورها دارای دو محدوده هستند؛ اشباع خرید و اشباع فروش. در عموم اسیلاتورهای مشهور، اشباع خرید در محدودهای بیش از هفتاد قرار دارد و حکایت از اوج هیجانزدگی در خریداران دارد، در حالی که اشباع فروش در محدودهای کمتر از سی قرار گرفته است که نشانهی اوج هیجان و شتابزدگی در فروشندگان است.
توجه داشته باشید که وقتی بازاری که با آن کار میکنید روندی قوی ندارد یا خنثی است، مناطق هیجان خرید و فروش به درستی نقاط ورود و خروج را به شما نشان میدهند. ولی در یک بازار قوی و رونددار، قرار گرفتن اسیلاتورها در مناطق اشباع خود، حکایت از قوی بودن و ادامهدار بودن روند فعلی دارد. بنابراین همیشه دقت داشته باشید که بازاری که در حال تحلیل آن هستید، یک بازار رونددار است یا یک بازار خنثی.
اسیلاتورها به دو دستهی روبانی و مرکزی تقسیمبندی میشوند. عمده سیگنالهای اسیلاتورهای مرکزی بر مبنای خط مرکزی و سیگنالهای اسیلاتورهای روبانی بر مبنای محدودههای بیش خرید و بیش فروش ایجاد میشوند. معمولاً استفاده از اسیلاتور میتواند سه نمونه سیگنال یا تحلیل عمده به معاملهگر بدهد:
- سیگنال خرید یا فروش بر اساس خط مرکزی
- سیگنال خرید و فروش بر اساس محدودهی بیش خرید و بیش فروش
- سیگنال خرید و فروش بر اساس واگرایی
لیست 5 اسیلاتور برتر برای پیدا کردن نقاط ورود :
1-استوکاستیک (Stochastic)
اندیکاتور استوکاستیک، رابطه بین قیمتهای پایانی (Close) یک دارایی و محدوده قیمت آن در یک دوره خاص را می سنجد. زیرا قیمت پایانی یک دارایی می تواند در یک روند افزایشی در حد بالا، و در یک روند کاهشی در حد پایین محدوده روزانه قرار گیرد.
با توجه به اصل بیان شده، اندیکاتور استوکاستیک، روند، قدرت حرکت قیمت و پایداری قیمت دارایی را میسنجد.
هر معامله گر باتجربه ای می تواند تنها با نگاه کردن به نمودار، حرکت جهت دار بازار را شناسایی کند. با این وجود استوکاستیک تفسیر نوسانات حرکتی قیمت را آسانتر میکند. استوکاستیک همواره بین دو عدد ۰ و ۱۰۰ در نوسان می باشد.
برخی از معامله گران بر این باورند که چنانچه اندیکاتور بالاتر از سطح ۸۰ باشد، احتمالا روند افزایشی قدرت خود را از دست خواهد داد. با این حال فرمول استوکاستیک تایید می کند که در حقیقت مقدار بالای اندیکاتور نشانه ادامه روند می باشد.
بنابراین، بهترین روش برای پیدا کردن نقطه ورود با به کارگیری این اندیکاتور این است که نقاط ورود برای خرید را بعد از یک اصلاح کاهشی موقت در یک روند افزایشی، و نقاط ورود برای فروش را بعد از یک اصلاح افزایشی در یک روند کاهشی، جستجو نمایید. ممکن است در ابتدا سخت به نظر آید؛ مخصوصا اگر یک تحلیلگر تازه وارد بوده و تجربه اندکی در زمینه واگراییها داشته باشید. ولی بیایید به یک مثال نگاهی بیاندازیم تا ببینید که تقریبا مفهومی ساده میباشد.
در تصویر بالا، می بینیم که یورو/دلار (EUR/USD)، در یک روند افزایشی پایدار قرار دارد و خط روند را حفظ نموده است. ولی از هفته دوم تا پایان ماه ماه ژوئن سال ۲۰۲۰، قدرت صعود خود را از دست می دهد و قیمت اندک اندک به سمت پایین و خط روند رانده می شود. در همان هنگام استوکاستیک حرکتی رو به پایین دارد و تا پایان ماه تا سطح ۲۲ کاهش می یابد. در اینجا، یک واگرایی صعودی کامل و یک موقعیت خرید در یک پولبک به وجود آمده است.
2-Relative Strength Index (RSI)
درست مانند Stochastics ، شاخص قدرت نسبی (RSI) بین مقادیر 0 و 100 در نوسان است. با این حال ، میزان overbought و oversold معمولاً در طول یک روند صعودی 70 و در یک روند نزولی 30 تعیین می شود. علاوه بر این ، روش تفسیر RSI تقریباً مشابه شاخص Stochastics است.
در حالی که هر دو اندیکاتور Stochastics و RSI به عنوان نوسان کننده حرکت در نظر گرفته می شوند ، RSI در طول یک بازار روند دار بهتر عمل می کند زیرا سطح بالای 50 نشان دهنده روند صعودی کلی است و برعکس.
استراتژی RSI این است که ابتدا به دنبال سطوح حمایت و مقاومت بالقوه و سپس یافتن فرصت های ورود به بازار باشید. برای انجام این کار ، به جای تمرکز بر سطح 50 ، می توانیم دو خط اضافی 40 و 60 را در RSI ترسیم کنیم.
در تصویر بالا، می بینیم که پوند/دلار (GBP/USD)، هنگامی که RSI 40 و ۶۰ می باشد، سطح حمایتی و مقاومتی دارد. چنانچه سطوح احتمالی حمایت و مقاومت را نمی دانید، به قیمت نگاه کنید و زمانی که RSI به این سطوح نزدیک شد، می تواند به شما در تایید تغییر در جهت کنونی قیمت کمک کند. در کنار این اطلاعات، میتوانید به الگوهای کندلی یا شکستهای خط روند نیز بنگرید و نقطه ورود را بیابید.
3-اسیلاتورشاخص کانال کالا (CCI)
اندیکاتور CCI و اندیکاتور RSI، از نظر فرمول پایه و کاربرد، با یکدیگر متفاوت می باشند. در حالیکه RSI، بین ۰ و ۱۰۰، نوسان می کند، CCI، هیچ سطح حداکثر و حداقلی ندارد. ولی در شرایط بازار عادی، بین سطوح ۱۰۰- و ۱۰۰+ نوسان میکند و هنگامیکه در این محدوده باشد، نشانه عدم وجود روند قوی در بازار است و نشان از پایداری احتمالی قیمت دارد.
در مقابل، CCI بالای ۱۰۰+، از یک روند افزایشی قوی، و CCI پایینتر از ۱۰۰-، از یک روند کاهشی قوی خبر میدهند.
ساده ترین راه برای یافتن فرصتهای ورود به بازار با CCI ، ترکیب آن با تحلیل تکنیکال مبتنی بر price action، مانند شکست خطوط روند است.
در تصویر بالا چارت EURAUD در تایم فریم روزانه را میبینید ، وقتیکه سطوح CCI از -100 و +100 عبور کرد، در هر دو مورد CCI مجددا به محدوده نرمال بین -100 و +100 برگشت.با این حال هنگامی که روندها از سر گرفته شد و خطوط روند مربوطه را شکست ، سودهای خوبی را به همراه داشت.
برای اصلاح بیشتر این استراتژی ، می توانید آن را با تجزیه و تحلیل چارچوب زمانی متعدد (multiple timeframe) ترکیب کنید که به شما کمک می کند فرصت های ورود را خیلی زودتر شناسایی کنید.
4-مکدی (MACD)
سه اسیلاتور اول مورد بحث ما همه از نمودارهای خطی برای نشان دادن سطوح استفاده می کنند. اما شاخص (MACD) کاملاً متفاوت است زیرا از دو میانگین متحرک با هیستوگرام برای سنجش قدرت حرکت ترکیب می کند.
دو خط MACD نشان دهنده یک EMA 12 دوره ای و یک میانگین متحرک نمایی 26 دوره ای (EMA) است. هنگامی که دوره کوتاه تر EMA از دوره EMA طولانی تر عبور می کند ، نشان دهنده تغییر در روند است ، درست مانند یک کراس اوور معمولی MA. اما ، آنچه MACD را واقعا برجسته می کند ، هیستوگرام است که فاصله بین این دو EMA را اندازه گیری می کند. وقتی هیستوگرام بالای خط 0 باشد و در حال افزایش باشد ، نشان دهنده روند صعودی است که شتاب می گیرد. از سوی دیگر ، هنگامی که هیستوگرام زیر خط 0 باشد ، نشان می دهد که روند نزولی در حال قدرت گرفتن است.
با کمک سطوح MACD و مقایسه آن ها با نمودار قیمتی میتوان واگرایی و همگرایی ها را تشخیص داد.
بهترین راه برای استفاده از MACD برای یافتن فرصت ورود به بازار این است که بدنبال سیگنال های خلاف جهت باشید. این بدان معناست که وقتی خط سیگنال MACD به زیر سطح 0 رسیده و سیگنال خرید ایجاد می کند ، به دنبال سگنال buy باشید. در مقابل ، هنگامی که خط سیگنال MACD بسیار بالاتر از سطح 0 معامله می شود ، باید به دنبال سیگنال sell باشید. و اگر واگرایی پیدا کردید ،شانس موفقیت سیگنال شما بیشتر است ، همانطور که در عکس بالا میبینید.
نکته مهم : اسیلاتورها در جهت یابی و اندازه گیری حرکت جفت ارزها و دارایی ها عالی هستند. اما استفاده از یک اسیلاتور برای یافتن ورودی های بازار حتی برای باتجربه ترین معامله گران تکنیکال نیز سخت خواهد بود. در عوض ، توصیه می کنیم یکی از 4 اسیلاتور برتر که در بالا در مورد آن صحبت کردیم را با پرایس اکشن ، اعم از شکست یا الگوهای شمعی ، برای تأیید قبل بازار رونددار نزولی چیست؟ از ثبت سفارش ترکیب کنید.
چه زمانی باید از اسیلاتورها استفاده کنیم؟
زمانی که یک اسیلاتور از خط مرکزی رسم شده بالاتر یا پایینتر بیاید به معاملهگر در تشخیص نقاط سقف و کف کمک میکند. در معاملاتی که در فضاهای خنثی انجام میشود، استفاده از اسیلاتور خارقالعاده عمل میکند، اما زمانی که قیمت از فضای خنثی خارج میشود و وارد یک روند جدید میشود، اسیلاتورها سیگنالهای نابهنگام و خطرناکی تولید میکنند.
باید دقت کرد وقتی یک روند صعودی جدید و قدرتمند شکل میگیرد، اسیلاتور میتواند برای هفتهها در حالت اشباع خرید باقی بماند و سیگنالهای فروش بیموقع و نابهنگام صادر کند. همچنین زمانی که یک روند نزولی جدید شکل میگیرد، اسیلاتور میتواند برای هفتهها در حالت اشباع فروش باقی بماند و سیگنالهای خرید بیموقع و نابهنگام صادر کند. یکی از معیارهای تحلیلگر حرفهای بودن این است که چه زمانی از اسیلاتورها استفاده کنیم و چه زمانی از اندیکاتورها.
اسیلاتورها مانند دیگر اندیکاتورها در زمانی که با نمودار قیمت واگرا میشوند بهترین سیگنالهای معاملاتیشان را صادر میکنند. زمانی که قیمت با کاهش مواجه میشود و یک کف جدید شکل میگیرد، اما اسیلاتور از تشکیل یک کف جدید امتناع میورزد یک واگرایی صعودی شکل میگیرد. واگرایی صعودی اغلب به پایان یک روند نزولی اشاره دارد و واگرایی نزولی اغلب در روند صعودی اتفاق میافتد و نشان میدهد که بازار به یک قله رسیده است. این واگرایی زمانی حاصل میشود که قیمت در روند صعودی خود به یک سقف جدید دست یابد. اما اسیلاتور همگام با قیمت یک سقف جدید شکل نمیدهد.
دیدگاه شما